• به انجمن انیمه پلنت خوش اومدین!
  • به انجمن انیمه پلنت خوش اومدین!
  • به انجمن انیمه پلنت خوش اومدین!
مهمان عزیز خوش‌آمدید. ورود عضــویت


  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موضوع: محو کننده
#1
سلام. 1

http://s8.picofile.com/file/8326600992/%...7.pdf.html

یه داستان کوتاه پنج صفحه ای نوشتم، گفتم اینجا بزارمش. لطفا بخونید و نظر بدید، البته اگه دوست داشتید. چون اولین باره اول شخص مینویسم، طبیعیه که پر از اشکال باشه، پس هر نقد و نظری رو هم میپذیرم. 4 اصن همچین بکوبیدش که ته دیگ بشه! 21

ممنون. 1
[عکس: Ace_s_New_Whitebeard_Tattoo.png]
 
پاسخ
#2
سلام 1
اسم داستانت رو گذاشتی محوکننده.محوکننده نه کلمه خفنیه نه معنی خاصی داره.اسم ی گروه تو داستانو گذاشتی اسم داستان.خب این یعنی تو انتخاب اسم داستانت خلاقیت به خرج ندادی.
اسمتو مخفف کردی.مثلا خیلی مهمی؟میخوان بکشنت؟کشتی دنبالتن؟
"نوشته‌ی"؟!بهتر نبود مینوشتی نوشته؟اینجوری چیپ جلوه میکنه.
خود داستان اصلا هدف خاصی دنبال نمیکنه.معلوم نیست اصن میخواد چی بگه.با اینکه پایان غافلگیر کننده ای داره اما بقیه داستان فقط چندتا اسم و گفت و گوی حوصله سربر داره.آخر داستان هم انگار ی اسم شیک پیدا کردی نمیدونستی باهاش چیکار کنی همین آخر جاش دادی.
در کل به جز نوشتنت و پایان داستان هیچ چیز مثبتی ندیدم‌
مرسی که جنبه نقد رو داری.بازم داستاناتو بذار.من هم منصفانه نقد میکنم1
[عکس: e5yu_eminem_by_mandarbalshankar.jpg]
 
پاسخ
#3
(۲۷-۰۲-۱۳۹۷, ۰۷:۲۳ ب.ظ)SLIMSHADY نوشته: سلام 1
اسم داستانت رو گذاشتی محوکننده.محوکننده نه کلمه خفنیه نه معنی خاصی داره.اسم ی گروه تو داستانو گذاشتی اسم داستان.خب این یعنی تو انتخاب اسم داستانت خلاقیت به خرج ندادی.
اسمتو مخفف کردی.مثلا خیلی مهمی؟میخوان بکشنت؟کشتی دنبالتن؟
"نوشته‌ی"؟!بهتر نبود مینوشتی نوشته؟اینجوری چیپ جلوه میکنه.
خود داستان اصلا هدف خاصی دنبال نمیکنه.معلوم نیست اصن میخواد چی بگه.با اینکه پایان غافلگیر کننده ای داره اما بقیه داستان فقط چندتا اسم و گفت و گوی حوصله سربر داره.آخر داستان هم انگار ی اسم شیک پیدا کردی نمیدونستی باهاش چیکار کنی همین آخر جاش دادی.
در کل به جز نوشتنت و پایان داستان هیچ چیز مثبتی ندیدم‌
مرسی که جنبه نقد رو داری.بازم داستاناتو بذار.من هم منصفانه نقد میکنم1

سلام امیر! 21 چی بگم والا؟ یعنی اسم داستان اینقدر ضایع بود؟ 21
نه! دفعه ی بعد اسم کاملمو مینویسم! 4
این داستان حالا حالاها باید دست ببرم توش تا از حالت "استفراغ ذهنی" خارج بشه! 21 شلخته و مسخره شده!

ممنون. 1 باید برم دنبال کسب تجربه! 4
[عکس: Ace_s_New_Whitebeard_Tattoo.png]
 
پاسخ
#4
(۲۷-۰۲-۱۳۹۷, ۰۸:۲۶ ب.ظ)blacksnake نوشته:
(۲۷-۰۲-۱۳۹۷, ۰۷:۲۳ ب.ظ)SLIMSHADY نوشته: سلام 1
اسم داستانت رو گذاشتی محوکننده.محوکننده نه کلمه خفنیه نه معنی خاصی داره.اسم ی گروه تو داستانو گذاشتی اسم داستان.خب این یعنی تو انتخاب اسم داستانت خلاقیت به خرج ندادی.
اسمتو مخفف کردی.مثلا خیلی مهمی؟میخوان بکشنت؟کشتی دنبالتن؟
"نوشته‌ی"؟!بهتر نبود مینوشتی نوشته؟اینجوری چیپ جلوه میکنه.
خود داستان اصلا هدف خاصی دنبال نمیکنه.معلوم نیست اصن میخواد چی بگه.با اینکه پایان غافلگیر کننده ای داره اما بقیه داستان فقط چندتا اسم و گفت و گوی حوصله سربر داره.آخر داستان هم انگار ی اسم شیک پیدا کردی نمیدونستی باهاش چیکار کنی همین آخر جاش دادی.
در کل به جز نوشتنت و پایان داستان هیچ چیز مثبتی ندیدم‌
مرسی که جنبه نقد رو داری.بازم داستاناتو بذار.من هم منصفانه نقد میکنم1

سلام امیر! 21 چی بگم والا؟ یعنی اسم داستان اینقدر ضایع بود؟ 21
نه! دفعه ی بعد اسم کاملمو مینویسم! 4
این داستان حالا حالاها باید دست ببرم توش تا از حالت "استفراغ ذهنی" خارج بشه! 21 شلخته و مسخره شده!

ممنون. 1 باید برم دنبال کسب تجربه! 4
حالا نه در این حد4
آره .حتما ویرایشش کن.
خواهش. لازم نیست بری با یه داستان خفن بیای!به هر حال ما هم باید یه کاری داشته باشیم4
[عکس: e5yu_eminem_by_mandarbalshankar.jpg]
 
پاسخ
#5
(۲۷-۰۲-۱۳۹۷, ۰۹:۰۷ ب.ظ)SLIMSHADY نوشته:
(۲۷-۰۲-۱۳۹۷, ۰۸:۲۶ ب.ظ)blacksnake نوشته:
(۲۷-۰۲-۱۳۹۷, ۰۷:۲۳ ب.ظ)SLIMSHADY نوشته: سلام 1
اسم داستانت رو گذاشتی محوکننده.محوکننده نه کلمه خفنیه نه معنی خاصی داره.اسم ی گروه تو داستانو گذاشتی اسم داستان.خب این یعنی تو انتخاب اسم داستانت خلاقیت به خرج ندادی.
اسمتو مخفف کردی.مثلا خیلی مهمی؟میخوان بکشنت؟کشتی دنبالتن؟
"نوشته‌ی"؟!بهتر نبود مینوشتی نوشته؟اینجوری چیپ جلوه میکنه.
خود داستان اصلا هدف خاصی دنبال نمیکنه.معلوم نیست اصن میخواد چی بگه.با اینکه پایان غافلگیر کننده ای داره اما بقیه داستان فقط چندتا اسم و گفت و گوی حوصله سربر داره.آخر داستان هم انگار ی اسم شیک پیدا کردی نمیدونستی باهاش چیکار کنی همین آخر جاش دادی.
در کل به جز نوشتنت و پایان داستان هیچ چیز مثبتی ندیدم‌
مرسی که جنبه نقد رو داری.بازم داستاناتو بذار.من هم منصفانه نقد میکنم1

سلام امیر! 21 چی بگم والا؟ یعنی اسم داستان اینقدر ضایع بود؟ 21
نه! دفعه ی بعد اسم کاملمو مینویسم! 4
این داستان حالا حالاها باید دست ببرم توش تا از حالت "استفراغ ذهنی" خارج بشه! 21 شلخته و مسخره شده!

ممنون. 1 باید برم دنبال کسب تجربه! 4
حالا نه در این حد4
آره .حتما ویرایشش کن.
خواهش. لازم نیست بری با یه داستان خفن بیای!به هر حال ما هم باید یه کاری داشته باشیم4

اسمش اول پاک کننده بود! 21
آره میرم تو کار ویراست. بذار یکم نظرا جمع بشه. تا الان سه تا نظر گرفتم زمین تا آسمون با هم فرق دارن! 21
ولی جدی 13 تا دانلود سه تا نظر ظلمه! 22 اینجا هم غیر از تو کسی دانلودش نکرده فکر کنم! 37
[عکس: Ace_s_New_Whitebeard_Tattoo.png]
 
پاسخ
#6
سلام4 
از ویژگی های خوبش یکی موضوع بود و یکی پایان 
خب به جز نقد های قبلی، 
احساس میکنم بعضی از جملات خشک بودن.جای قید ها و اینا درست نبود.انگار برای نوشتن یک جمله لقمه دور سرت چرخوندی (ضرب المثلش همینه دیگع؟:/21
نقل قول:زمانی ک ه هنگام معرفی کردن خودمان، کلمه ي محو کننده پیش از ناممان میآید، دو کلمهي بعدي 

انگار که در هوا معلق میمانند. 
مثلا این جمله رو خیلی پیچیده نوشتی.میتونستی خیلی ساده تر بنویسی . جمله روون نیس
و دوم اینکه چرا هیچ محافظی با مرده نبود؟:/ تا اونجایی که من خوندم ندیدم جایی محافظی چیزی باشه.اگه طرف اینقدر پولداره همین طوری نمیره پیش یک قاتل 
برای اون یارو دیگه نوشته بودی که کشتنش سخته چون کلی محافظ داره، پس چطور کشتن این یکی اینقدر سریع بود؟
انگار فقط سریع خواستی سر همش بیاری ،در کل برای یک داستان کوتاه خوب نبود چون به قول کاربر قبلی هیچ هدفی رو دنبال نمیکرد و در حین داستان هم یک سری اطلاعات بدرد نخور دادی
موضوعش باحاله ولی خب به داستان کوتاه نمیخوره اصن...
نقل قول:رنگش مثل شیر شد...

مثل شیر تشبیه جالبی نیس.همه میگن رنگش مثل گچ شد.



همین دیگه اگه داستلان رو طولانی کنی که به نظرم خیلی خوب میشه چون موضوعش باحاله 4
موفق باشی
!I live my hard life
[عکس: 2017_08_19_920773.png]
 
پاسخ
#7
با اینکه داستان نویس نیستم ولی بهت با اطمینان میگم که ساده نویسی بخش عمده عیب کارت رو برطرف میکنه. 3 53

[عکس: e02474753169d662ae9cad0ebc1817d5.jpg]
 
پاسخ
#8
مرسی از همه ی دوستانی که نظر دادن. 4 

خب، از تشبیه و استعاره استفاده نکنم و جمله رو مستقیم بگم. دریافت شد! [عکس: 77.gif]
از زیر متن استفاده نکنم و لقمه رو دور سرم نپیچونم! دریافت شد. [عکس: 77.gif]
مقدمه چینی نکنم و اطلاعات بدرد نخور ندم... خب به نظرتون باید در مورد چی اطلاعات میدادم؟ 4 اینو اگه یکی بگه ممنون میشم. 1  
از توصیفات جدید استفاده نکنم. اینو قبول دارم ممکنه برای بعضی خاننده ها نامانوس باشن. دریافت شد. [عکس: 77.gif]
ساده بنویسم و پیام داستان رو مستقیم برسونم. دریافت شد. [عکس: 77.gif]
اسمای خفن برای داستان انتخاب کنم. اینو باید از امیر کمک بگیرم براش! دو واحد پاس کنم پیشش! 21 1 
و اینکه اسمم رو هم کامل بنویسم! 1 

ممنون. حالا یه دید کلی از داستان گرفتم. 67سعی میکنم اشکالاتش رو رفع کنم. خیلی ضایعه توی پنج صفحه اینقدر ایراد داشته باشیا! 21
[عکس: Ace_s_New_Whitebeard_Tattoo.png]
 
پاسخ
#9
درود. ببخشید اگه دیر نظر دادم. افسوس که نای نوشتن نیست! 


اول نکات مثبت؛

گفتگوی دو جانبه: اولین جنبه گفت و گو که داستان رو دنبال میکنه و تعامل بین شخصیت اصلی و شخصیت دیگه رو نشون میده، و گفت و گوی دوم که توش شخصیت اصلی افکارش رو با مخاطب به اشتراک میذاره، که به نظرم از این بهتر نمیتونستی ارائه اش بدی! محشر بود! محشر!! 53 (زیاد وارد موضوع نمیشم گه پیچیده میشه 65 ).

شخصیت اصلی: این بیشتر یه چیز شخصیه ولی خب به نظرم شخصیت اصلیِ یونیک و مرموزی داری که قابلیت پرورش دادن زیادی داره، اگه داستان طولانی تر بود و میتونستی بیشتر با کرکتر آشانامون کنی میتونست حتی یکی از بزرگترین اهرم های قدرت داستانت باشه!

 فضاسازی داستان: جهان سازی، عالی و تقریباً بی نقص انجام شده بود، واسه پنج صفحه اطّلاعات یکمی بیش از حد بود ولی خب از کنترل خارج نشده بود.

نکات منفی؛

حفره های داستانی: یه سری حفره داستانی که در رابطه باهاش نمیشه زیاد مقصر دونستت چون داستان اولته و بالاخره واسه همه پیش میاد.

کوتاه بودن داستان: این از همه مهم تره! داستانت ناقصه! هیچ هدفی رو دنبال نمیکنه و به قدری کوتاهه که حتی باعث شده نکات مثبت 2 و 3 هم به نکته منفی تبدیل بشن! درسته؛ کاملاً با جزئیات فضاسازی کردی، شخصیت اصلیت میتونه به یه شخصیتِ قدرتمند تبدیل بشه، اما واسه پنج صفحه؟ واقعاً؟ به نظرم این نکتۀ منفی ایه که باعث شده داستان از یه کار ایدا آل به یه داستان معمولی و حتی سطح پایین( 53 ) تبدیل بشه. با توجه به چیزایی که من میبینم استعداد داری، اما خودت رو محدود کردی.


در آخر؛ داستانت به عنوان یه داستان کوتاه خیلی ضعیف عمل کرده، اما... یه امای بزرگ! این داستان کوتاه رو میتونی به یه مقدمه از یه داستان طولانی تر تبدیل کنی، همه شرایط لازم برای مقدمه بودن رو داره و واقعاً جذابه! برخلاف اکثر دوستان بهت پیشنهاد نمیدم که قسمتای مختلف داستانت رو ویرایش کنی، فقط بهت میگم ایرادای کلی (حفره های داستانی، مرتب سازی جملات و ...) رو اوکی کن، بعد تبدلیش کن به یه داستان طولانی و این پنج صفحه رو یا توی داستان قرار بده و یا به عنوان مقدمه ازش استفاده کن. مطمئن باش که عالی میشه.

یه چیز دیگه هم بگم!! لازم نیست که همه نقد های منفی رو قبول کنی، دفاع از اثر هم بخشی از هویت یه نویسنده اس. (یکم عرفانی شد! 4)

ببخشید که طولانی شد..! 53
".Let's wait it out. Y'know, we can be all poetic and lose our minds Together"

[عکس: 511799.jpg]
 
پاسخ
#10
(۲۹-۰۲-۱۳۹۷, ۰۲:۰۳ ب.ظ)Sterben نوشته: درود. ببخشید اگه دیر نظر دادم. افسوس که نای نوشتن نیست! 


اول نکات مثبت؛

گفتگوی دو جانبه: اولین جنبه گفت و گو که داستان رو دنبال میکنه و تعامل بین شخصیت اصلی و شخصیت دیگه رو نشون میده، و گفت و گوی دوم که توش شخصیت اصلی افکارش رو با مخاطب به اشتراک میذاره، که به نظرم از این بهتر نمیتونستی ارائه اش بدی! محشر بود! محشر!! 53 (زیاد وارد موضوع نمیشم گه پیچیده میشه 65 ).

شخصیت اصلی: این بیشتر یه چیز شخصیه ولی خب به نظرم شخصیت اصلیِ یونیک و مرموزی داری که قابلیت پرورش دادن زیادی داره، اگه داستان طولانی تر بود و میتونستی بیشتر با کرکتر آشانامون کنی میتونست حتی یکی از بزرگترین اهرم های قدرت داستانت باشه!

 فضاسازی داستان: جهان سازی، عالی و تقریباً بی نقص انجام شده بود، واسه پنج صفحه اطّلاعات یکمی بیش از حد بود ولی خب از کنترل خارج نشده بود.

نکات منفی؛

حفره های داستانی: یه سری حفره داستانی که در رابطه باهاش نمیشه زیاد مقصر دونستت چون داستان اولته و بالاخره واسه همه پیش میاد.

کوتاه بودن داستان: این از همه مهم تره! داستانت ناقصه! هیچ هدفی رو دنبال نمیکنه و به قدری کوتاهه که حتی باعث شده نکات مثبت 2 و 3 هم به نکته منفی تبدیل بشن! درسته؛ کاملاً با جزئیات فضاسازی کردی، شخصیت اصلیت میتونه به یه شخصیتِ قدرتمند تبدیل بشه، اما واسه پنج صفحه؟ واقعاً؟ به نظرم این نکتۀ منفی ایه که باعث شده داستان از یه کار ایدا آل به یه داستان معمولی و حتی سطح پایین( 53 ) تبدیل بشه. با توجه به چیزایی که من میبینم استعداد داری، اما خودت رو محدود کردی.


در آخر؛ داستانت به عنوان یه داستان کوتاه خیلی ضعیف عمل کرده، اما... یه امای بزرگ! این داستان کوتاه رو میتونی به یه مقدمه از یه داستان طولانی تر تبدیل کنی، همه شرایط لازم برای مقدمه بودن رو داره و واقعاً جذابه! برخلاف اکثر دوستان بهت پیشنهاد نمیدم که قسمتای مختلف داستانت رو ویرایش کنی، فقط بهت میگم ایرادای کلی (حفره های داستانی، مرتب سازی جملات و ...) رو اوکی کن، بعد تبدلیش کن به یه داستان طولانی و این پنج صفحه رو یا توی داستان قرار بده و یا به عنوان مقدمه ازش استفاده کن. مطمئن باش که عالی میشه.

یه چیز دیگه هم بگم!! لازم نیست که همه نقد های منفی رو قبول کنی، دفاع از اثر هم بخشی از هویت یه نویسنده اس. (یکم عرفانی شد! 4)

ببخشید که طولانی شد..! 53

سلام. 4 فدا سرت باو!

در مورد شخصیت اصلی، راستش این یکی از اهرمای قدرت هست! 4 ولی یکی از اون کوچیکاش! جیکوب یه شخصیت فرعیه توی مجموعه ی اصلی.

در مورد فضاسازی، خب من واقعا چاره ی دیگه ای نداشتم جز اینکه یه مقدار اطلاعات بدم که وقتی خواننده داستان اصلی رو شروع کرد، بدونه که داستان کجا و چه شرایطی اتفاق میوفته. یا مثلا کار یه محو کننده چیه.
امم... میخواستم نگم ولی ظاهرا باید بگم. محو کننده یه جورایی پیش در آمد یه مجموعه ست که در حال نوشتنش هستم. شاید باید اینو جلو جلو میگفتم. 39

راستش این داستان اولم نیست، چهارمیه!! 1 و اولین داستانیه که اینجا میذارم!  4

خودمم احساس میکردم خیلی کوتاهه. واقعا قبولش دارم. حتما یه مقدار حجمشو بیشتر میکنم. ولی اول و آخر محو کننده همینه. یه وظیفه ای داره که باید انجام بده و بره کنار. شاید اگه یه مقدار طولانی تر میشد، ضرباهنگ و ریتم سریعشو از دست میداد. ولی حتما باید حداقل پنج تا ده صفحه ی دیگه بهش اضافه کنم. 1

حفره ها رو هم قبول دارم. ولی فکر کنم این حفره ها وقتی که داستان اصلی شروع بشه رفع بشن به مرور.  1  

و... من نقد رو میپذیرم. هر چقدر هم که منفی باشه. 4 

خیلی ممنون بابت نقدت. یه نقد خیلی خوب و جامع بود. خیلی امیدوار شدم... میشه ازت قول بگیرم برای داستانای بعدی که اینجا میذارم وقت بزاری؟ 1
[عکس: Ace_s_New_Whitebeard_Tattoo.png]
 
پاسخ
  


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  Petrichor(بوی باران) Emma Hunter 11 664 ۱۲-۰۲-۱۳۹۷, ۰۱:۳۳ ب.ظ
آخرین ارسال: Emma Hunter
  «آخرین نور امید» Jade 2 216 ۱۲-۰۲-۱۳۹۷, ۱۱:۲۷ ق.ظ
آخرین ارسال: Jade
  دایورجنت(ناهمتا) 末吉ケイ 2 149 ۰۷-۰۲-۱۳۹۷, ۱۱:۴۰ ب.ظ
آخرین ارسال: 末吉ケイ
  Inaccessible love Maany.TA 0 90 ۲۶-۰۱-۱۳۹۷, ۰۷:۰۳ ب.ظ
آخرین ارسال: Maany.TA
  داستان مرگ یک فرشته cloudstrife 1 190 ۱۵-۰۱-۱۳۹۷, ۱۰:۳۴ ب.ظ
آخرین ارسال: cloudstrife



کاربران در حال مشاهده موضوع: 1 مهمان

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.