• به انجمن انیمه پلنت خوش اومدین!
  • به انجمن انیمه پلنت خوش اومدین!
  • به انجمن انیمه پلنت خوش اومدین!
مهمان عزیز خوش‌آمدید. ورود عضــویت


  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موضوع: تاپیک نظرات داستان petrichor
#1
داستان درباره چند تا بازیگر در قرن 19 هم هستش 
اگه چیزی هست بفرمایید4
لینک داستان:

http://animeplanet.ir/thread-1419-post-1...l#pid11504
!I live my hard life
[عکس: 2017_08_19_920773.png]
 
پاسخ
#2
داستانت خیلی جالب و حالت ادبی داره....خیلی دلنشینه و آدم دوست نداره تموم شه .
جالب بود واقعا
 
پاسخ
#3
مشخصا یه چیزی بین دلنوشته و داستان بود
انتخاب اسم داستانت اولین چیزی بود که جذب میکرد ادم  برای خوندنش
در کل متن کوتاه و دلنشینی بود به نظرم 
موفق باشی
[عکس: rain_nature_animated_gif_35.gif]

بزن باران
... که چتر بسته یعنی دل سپردن... 
 
پاسخ
#4
(۰۹-۰۱-۱۳۹۷, ۰۵:۲۱ ب.ظ)Meysam نوشته: مشخصا یه چیزی بین دلنوشته و داستان بود
انتخاب اسم داستانت اولین چیزی بود که جذب میکرد ادم  برای خوندنش
در کل متن کوتاه و دلنشینی بود به نظرم 
موفق باشی

راستش اون مقدمه بود21
قسمت اول رو تازه الان گذاشتم4
ممنون4
!I live my hard life
[عکس: 2017_08_19_920773.png]
 
پاسخ
#5
(۰۹-۰۱-۱۳۹۷, ۰۴:۵۵ ب.ظ)Maany.TA نوشته: داستانت خیلی جالب و حالت ادبی داره....خیلی دلنشینه و آدم دوست نداره تموم شه .
جالب بود واقعا

ممنون4
درمورد ادبی بودنش من خودم موندم چی کار کنم 
اگه بخونین میبینین که قسمت اول نسبت به مقدمه محاوره ایه. از یک طرف چون توی زمان گذشته اند حس میکنم ادبی قشنگ تر میشه.از طرف دیگه ادبی نوشتن تا آخر داستان هم برای خودم یکم سخته هم حس میکنم برای خواننده سنگین میشه
ممنون میشم راهنماییم کنین4
!I live my hard life
[عکس: 2017_08_19_920773.png]
 
پاسخ
#6
(۰۹-۰۱-۱۳۹۷, ۰۷:۴۴ ب.ظ)Emma Hunter نوشته:
(۰۹-۰۱-۱۳۹۷, ۰۵:۲۱ ب.ظ)Meysam نوشته: مشخصا یه چیزی بین دلنوشته و داستان بود
انتخاب اسم داستانت اولین چیزی بود که جذب میکرد ادم  برای خوندنش
در کل متن کوتاه و دلنشینی بود به نظرم 
موفق باشی

راستش اون مقدمه بود21
قسمت اول رو تازه الان گذاشتم4
ممنون4

عههههه 21
من فک کردم همون بود
ننوشته بود که چیزی آخه از کجا میفهمیدم 22
[عکس: rain_nature_animated_gif_35.gif]

بزن باران
... که چتر بسته یعنی دل سپردن... 
 
پاسخ
#7
(۰۹-۰۱-۱۳۹۷, ۰۷:۴۶ ب.ظ)Emma Hunter نوشته:
(۰۹-۰۱-۱۳۹۷, ۰۴:۵۵ ب.ظ)Maany.TA نوشته: داستانت خیلی جالب و حالت ادبی داره....خیلی دلنشینه و آدم دوست نداره تموم شه .
جالب بود واقعا

ممنون4
درمورد ادبی بودنش من خودم موندم چی کار کنم 
اگه بخونین میبینین که قسمت اول نسبت به مقدمه محاوره ایه. از یک طرف چون توی زمان گذشته اند حس میکنم ادبی قشنگ تر میشه.از طرف دیگه ادبی نوشتن تا آخر داستان هم برای خودم یکم سخته هم حس میکنم برای خواننده سنگین میشه
ممنون میشم راهنماییم کنین4

به نظرم با توجه به این که گفتی تو قرن نوزدهم هستش با همین سبک ادامه بدی بهتره 
به نظر با توجه به موضوع عاشقانه اش ( اگه اشتباه نکنم دوباره  22) ایطوری بهتر میشه
[عکس: rain_nature_animated_gif_35.gif]

بزن باران
... که چتر بسته یعنی دل سپردن... 
 
پاسخ
#8
درود.

اوّل بگم که نثرت واقعا روون و دوست داشتنیه، واقعاً از خوندنش لدّت بردم! 
فقط یه مشکل خیلی کوچولو داشتم و اونم این بود که احساس میکنم یکم به کاراکترها سطحی پرداخته شده. البته تا الان فقط 2 چپتر رو نوشتی و هنوز داستان به اون صورت جلو نرفته و میدونم احتمالا قصد داشتی با کاراکترها بیشتر آشنامون کنی. امّا مثلا اگه به همین "بلیک" دقت کنیم، تموم ویژگی های بد روش متمرکز شده و تو همین دو چپتر اوّلیه منفورترین کاراکتر داستان شده. اضافه کردن چند تا ویژگی خوب بهش تو روند داستان فکر کنم بد نباشه. البته این رو هم باید در نظر بگیرم که داری از دید شخصیت اصلیت این رو میگی و مبالغه از دید یه کاراکتر، کاملا چیز طبیعی ایه. 
میدونم که احتمالا توی چپتر های بعدی قصد داشتی بیشتر روی کاراکترها مانور بدی، ولی خب فقط گفتم که گفته باشم! 4

همینطور می خواستم بدونم که داستان تو چه کشوری جریان داره؟
".Let's wait it out. Y'know, we can be all poetic and lose our minds Together"

[عکس: 511799.jpg]
 
پاسخ
#9
(۱۰-۰۱-۱۳۹۷, ۰۱:۰۶ ق.ظ)Sterben نوشته: درود.

اوّل بگم که نثرت واقعا روون و دوست داشتنیه، واقعاً از خوندنش لدّت بردم! 
فقط یه مشکل خیلی کوچولو داشتم و اونم این بود که احساس میکنم یکم به کاراکترها سطحی پرداخته شده. البته تا الان فقط 2 چپتر رو نوشتی و هنوز داستان به اون صورت جلو نرفته و میدونم احتمالا قصد داشتی با کاراکترها بیشتر آشنامون کنی. امّا مثلا اگه به همین "بلیک" دقت کنیم، تموم ویژگی های بد روش متمرکز شده و تو همین دو چپتر اوّلیه منفورترین کاراکتر داستان شده. اضافه کردن چند تا ویژگی خوب بهش تو روند داستان فکر کنم بد نباشه. البته این رو هم باید در نظر بگیرم که داری از دید شخصیت اصلیت این رو میگی و مبالغه از دید یه کاراکتر، کاملا چیز طبیعی ایه. 
میدونم که احتمالا توی چپتر های بعدی قصد داشتی بیشتر روی کاراکترها مانور بدی، ولی خب فقط گفتم که گفته باشم! 4

همینطور می خواستم بدونم که داستان تو چه کشوری جریان داره؟
سلام 4
ممنون از نقد.راستش من از قصد همه ویژگی های بد رو روی بلیک متمرکز کردم به یک سری دلایلی (4)ولی با اینحال فکر کنم راس میگی.سعی میکنم یکم در این مورد ملایم تر بنویسم. 

در مورد کشور هم خوب شد گفتی چون یادم رفته بود بنویسم.این قسمت یک اشاره هم به شهر و کشور شون میزنم
!I live my hard life
[عکس: 2017_08_19_920773.png]
 
پاسخ
#10
آرورای بدبختو نابود کرد! 21 24
خیلی قشنگ و هیجانی شده 21 
ادامه بدهه همه نکات به نظرم رعایته! 4
[عکس: 06f.jpg]
2rsa
❤مَنْ پُرَمْ اَز حِسِ خُوبْ ❤ 
 
پاسخ
  


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  نثر ها ، نظم ها و داستان های نغز سجاد 19 824 ۳۰-۰۵-۱۳۹۷, ۰۶:۰۱ ق.ظ
آخرین ارسال: سجاد
  متن/اشعار/دلنوشت NUMB 64 3,271 ۲۵-۰۵-۱۳۹۷, ۰۳:۱۷ ب.ظ
آخرین ارسال: NUMB
  یک سوال از تمام دنبال کنندگان بخش نویسندگی cloudstrife 0 90 ۲۳-۰۵-۱۳۹۷, ۰۹:۲۵ ب.ظ
آخرین ارسال: cloudstrife
  تاپیک نظرات داستان رایحه 末吉ケイ 0 173 ۱۷-۰۳-۱۳۹۷, ۰۸:۵۱ ق.ظ
آخرین ارسال: 末吉ケイ
  رایحه 末吉ケイ 1 186 ۱۷-۰۳-۱۳۹۷, ۰۳:۳۵ ق.ظ
آخرین ارسال: 末吉ケイ



کاربران در حال مشاهده موضوع: 1 مهمان

This forum uses Lukasz Tkacz MyBB addons.